تبلیغات
حق من - درس هایی از قرآن ( حقوق در نگاه امام سجاد (ع) )
 
حق من
بیاموزیم حقوق دیگران را رعایت کنـــــیم

موضوع: حقوق در نگاه امام سجاد(ع)


بسم الله الرحمن الرحیم

«الهی انطقنی بالهدی و الهمنی التقوی»

چون بحث در ایامی است كه مربوط به آقا زین العابدین(ع) هست، می‌خواهیم رساله‌ی حقوق آقا را یك نگاه گذرا بكنیم. اول این را بگویم. اسلام راجع به حقوق خیلی حرف دارد. با سوادی كه امثال بنده داریم حدود سه هزار نكته‌ی حقوقی در قرآن تا حالا ما پیدا كردیم یعنی بعضی از این دانشجوهای دكترای حقوق زیر نظر بعضی از اساتید از همین تفسیر نور پیدا كرده‌اند. یك نكته از قرآن بگویم، باقی‌اش هم از امام سجاد.

«بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏». قرآن می‌فرماید: شما آیه را برای من بخوانید، من بنویسم. موضوع: حقوق و رساله‌ی حقوق امام سجاد(ع).

1- حقوق و اخلاق قرآن در كنار یكدیگر

قرآن می‌فرماید: «الْحُرُّ بِالْحُرِّ وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى فَمَنْ عُفِیَ لَهُ مِنْ أَخیهِ شَیْ‏ءٌ فَاتِّباعٌ بِالْمَعْرُوفِ وَ أَداءٌ إِلَیْهِ بِإِحْسانٍ ذلِكَ تَخْفیفٌ مِنْ رَبِّكُمْ وَ رَحْمَةٌ» (بقره/178)‏

من خواهش می‌كنم كه اساتید دانشگاه، روحانیون، دانشجوهای حقوق، این آیه را یك خرده دقت كنید. و این آیه را تابلو كنید در كشورهای دنیا عرضه كنید، بگوییم: حقوق قرآن با حقوق بشر چقدر فرق دارد. «الْحُرُّ بِالْحُرِّ» كسی حری را كشت، قصاصش این است كه او را بكشند. «وَ الْعَبْدُ بِالْعَبْدِ» عبد به عبد. تعادل، عدالت. «وَ الْأُنْثى‏ بِالْأُنْثى» زن كشته شد، زن در مقابل زن. این آیه برای قصاص است. یعنی تندترین آیه است كه می‌گوید: «وَ لَكُمْ فِی الْقِصاصِ حَیاةٌ یا أُولِی الْأَلْباب‏» (بقره/179) یعنی آیه‌ای كه شمشیر را از رو بسته و گفته به قاتل رحم نكنید. در عین حال در خود همین آیه چند كلمه‌ی عاطفی هست.

1- گفته: «فَمَنْ عُفِیَ» اجازه دادیم اگر زنی را كشتند، زن در مقابل زن، عبد در مقابل عبد، آزاد در مقابل آزاد، اما در عین حالی «عُفِیَ» كلمه‌ی عفو است. حتی راه منحصر به قصاص نیست. می‌توانید او را عفو كنید. او را عفو كنم؟ قاتل است! می‌گوید: با اینكه قاتل است، باز هم برادرت است. «مِنْ أَخیهِ» قاتل بالاخره كافر كه نیست. مسلمان بوده چاقو كشیده یا تیراندازی كرده است. باز هم از مدار برادری بیرون نمی‌رود.




بقیه در ادامه مطلب
 

در همین آیه كلمه‌ی معروف آمده است. در همین آیه كلمه‌ی احسان آمده است. در همین آیه كلمه‌ی تخفیف آمده است. در همین آیه كلمه‌ی رحمت آمده است. ما حرفمان این است. پیدا كنید در كتابهای حقوق شرق و غرب. یك تبصره و ماده‌ای كه مربوط به بزن بزن بكش بكش باشد، اینقدر كلمات عاطفی در همان آیین‌نامه و تبصره آمده باشد. همین است كه ما می‌گوییم: اسلام عزیز! همین است كه می‌گوییم: هنوز دنیا بالغ نشده است. هروقت دنیا بالغ شد، مسلمان خواهند شد. «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» (توبه/33)

قرآن سه مرتبه گفته: اسلام كره‌ی زمین را خواهد گرفت. بدخواهان بدانند. با یك موج و با یك فتنه و با یك كودتا و با یك نمی‌دانم جنگ تحمیلی و با یك روزنامه و سایت و اینترنت و اینها چیزی به هم نمی‌خورد. ما مسلمان هستیم، و در قرآن این سه مرتبه تكرار شده است. فرموده: «لِیُظْهِرَهُ عَلَى الدِّینِ كُلِّهِ» چانه نزنید! و اتفاقاً هم گفته چانه نزنید! «وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» (توبه/33) چانه نزن! «وَ لَوْ كَرِهَ الْمُشْرِكُونَ» یعنی چانه نزنید. بالا بروید، پایین بیایید، به هر كشور اسلامی حمله كنید، افغانستان باشد، عراق باشد، غزه و لبنان باشد، ایران باشد، به همه‌ی كشورهای اسلامی حمله كنید، بروید بالا بروید پایین، خالق هستی گفته اسلام كره‌ی زمین را خواهد گرفت.

2- رحمت و محبّت، پایه‌ی دعوت اسلام

اسلام دین رحمت است. تنها كلمه‌ای كه ما باید روزی شصت بار بگوییم، كلمه‌ی رحم است. هیچ‌ كلمه‌ای را واجب نیست ما شصت بار بگوییم. هیچ كلمه‌ای را واجب نیست ما شصت بار بگوییم، جز كلمه‌ی رحم! واجب است نماز بخوانیم در نماز هر ركعتش شش بار رحم است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏»، «الرَّحْمنِ»، «الرَّحیم» دوباره بعد از «الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبّ‏ِ الْعَلَمِین‏» (فاتحه/2) باز می‌گوییم: «الرَّحْمَنِ الرَّحِیم‏» (فاتحه/3) باز در «قُلْ هُوَ اللَّه‏» سوره‌ی بعد از حمد می‌گوییم: «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏»، یك ركعت شش تا. ده ركعتش را كه ما حمد و سوره می‌خوانیم، حالا اهل سنت كه همه ركعت‌هایش را حمد و سوره می‌خوانند. نه ما كه هفت ركعتش «سُبْحَانَ اللَّهِ وَ الْحَمْدُ لِلَّهِ وَ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ اللَّهُ أَكْبَر» است. ده ركعتش، ده شش تا، هر مسلمانی واجب است روزی شصت بار بگوید: رحم، رحم، رحم، رحم، رحم، رحم، رحم، رحم، رحم، رحم، اسلام دینش چنین است.

یك چیزی بگویم بسوزند اینهایی كه به ما تهمت می‌زنند. آیت الله استادی، آیت الله خرازی، مؤسس در راه حق یك كتابی چاپ كردند به نام «نگرشی كوتاه به زندگی پیامبر» خیلی كتاب خوبی است. ای كاش بچه‌های دبیرستانی به جای كتاب‌های تعلیمات دینی این را می‌خواندند. ای كاش! ای كاش دانشجوهای ما به جای معارف آن را می‌خواندند.  یك كتاب كوچك! می‌گوید: این شبهه‌ای كه به اسلام وارد می‌كنند كه اسلام با زور شمشیر پیش رفت، تمام جنگ‌های پیغمبر هزار تا كشته بیشتر نداشته است. یك مكتبی كه الآن بالای میلیارد طرفدار دارد، تأسیسش هزار تا كشته داشته است. شما نگاه كنید ترورهای عراق را. ببینید وحشی آمریكا است. متمدن ایران است. اسلام است. آدم غصه می‌خورد، وحشی‌ترین آدم‌ها خودشان را متمدن‌ترین می‌دانند. این آیه‌ی قرآن است دیگر. سوره‌ی بقره آیه‌ی 178. آیه‌ای كه می‌گوید: قاتل را بكش، وسط كشتنش یك و دو و سه و چهار و پنج و شش، شش واژه‌ی عاطفی، شش واژه‌ی عاطفی در آیه‌ی قصاص است. این یك اصل است.


مسأله‌ی دیگر این است كه اصلاً بعضی جاها حقوق‌دان‌ها هم خواب هستند. یك نمونه بگویم تا حقوق امام سجاد را بگویم. همه‌ی حقوق‌دان‌های شرق و همه‌ی حقوق‌دان‌های غرب با هم خوابشان برده است. به چهار چیز تجاوز می‌شود:

1- به مال 2- به جان 3- به ناموس 4- آبرو

در این تجاوزها به‌ كدام یك بیشترین تجاوز می‌شود؟ هركس می‌داند بلند بگوید... آبرو!چون تجاوز به مال، خیلی‌ها فقیر هستند مالی ندارند كه آدم به آن تجاوز كند. چقدر فقیر در دنیا است؟ تجاوز به جان، روزی چند ترور و چاقوكشی می‌شود؟ تجاوز به ناموس، روزی چند تا زنا می‌شود؟ بیشترین تجاوز، تجاوز به آبرو است. كه راحت مثل نقل و نبات می‌نشینیم غیبت می‌كنیم. وسیله هم نمی‌خواهد. تنها عضوی هم كه در عمر درد نمی‌گیرد، زبان است. هر عضوی درد می‌گیرد. این زبان، راحت مثل نقل و نبات غیبت می‌كنیم.حقوق‌دانان شرقی، حقوق‌دانان غربی، برای آبروریزی قانون ندارند. یعنی الآن یك دادگاهی روی كره‌ی زمین نیست كه من بگویم، آقا ایشان غیبت مرا كرده است. قانون برای غیبت نداریم. یعنی بیشترین تجاوز به آبرو است و دكترای حقوق همه با هم خواب هستند. آنوقت آنها حقوق بشر برای ما می‌نویسند.

اصلاً دكترای حقوق تا حالا حقوق اعضا را گفتند؟ حقوق كیفری و حقوق جزایی و حقوق مدنی و حقوق بین‌المللی و همه‌ی اینها هست. اما راجع به اعضا هم كسی حق گفته است؟ امام سجاد كه بحث را می‌شنوید این است. «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏»

3- حقوق اعضای بدن در رساله‌ی حقوق

1- حق خدا؛ اینها چیزهایی است كه در حقوق دنیا نیست. حق خدا. امام سجاد فرمود: حق خدا بر مردم پرستش او و دوری از شرك است. «إِیَّاكَ نَعْبُد» (فاتحه/5) فقط بنده‌ی تو نه بنده‌ی شرق، نه بنده‌ی غرب. نه بنده‌ی زور، نه بنده‌ی زر، نه بنده تزویر. «إِیَّاكَ نَعْبُد» دوری از شرك. در قرآن حدود دویست بار «دُونِهِ» و «دُونِ اللَّه‏» داریم. كه می‌گوید: مواظب باش به غیر خدا هُل نخوری! چون انسان خیلی وقت‌ها به غیر خدا هُل می‌خورد. پولی، پستی، مقامی.

2- حق نفس؛ حق خودت چیست؟ می‌گوید: حق خودت این است كه خودت را مفت نفروشی. «قُلْ إِنَّ الْخاسِرینَ الَّذینَ خَسِرُوا أَنْفُسَهُم‏» (زمر/15) خاسر كسی است كه خودش را مفت داد. مفت فروخت. به چه؟ به یك سوتی، به یك كفی، به یك صلواتی، به یك مقامی، مدالی... امیرالمؤمنین می‌فرماید: «ثمنك الجنه» ارزش تو بهشت است. كمتر از بهشت بفروشی باختی. خدا به بهشت می‌خرد، «إِنَّ اللَّهَ اشْتَرى‏ مِنَ الْمُؤْمِنینَ أَنْفُسَهُمْ وَ أَمْوالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّة» (توبه/111) «الدُّنْیَا سُوق‏» (بحارالانوار/ج46/ص326) دنیا بازار است. در بازار چهار عنصر داریم. فروشنده، خریدار، جنس، مبلغ. فروشنده ما هستیم. داریم آن به آن جانمان را می‌دهیم. عمرمان را داریم می‌دهیم. خریدار مربوط به این است كه به چه كسی بفروشیم. به خدا بفروشیم یا به خلق؟ خلق به چه می‌خرد، خالق به چه می خرد؟ حق تو این است كه خودت را مفت نفروشی. در اطاعت خدا باشی.



4-  حق زبان در گفتگو با دیگران

حق زبان، خوب حرف بزنیم. قرآن برای زبان خیلی آیه دارد. «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» (بقره/83) نمی‌گوید: «قولوا للمؤمنین» بلكه می‌گوید: با همه مردم خوب حرف بزن. با همه‌ی مردم خوب حرف بزن. در جبهه یكی از یاران امیرالمؤمنین به یاران معاویه فحش داد. فرمود: چرا فحش دادی؟ گفت: آقا دشمن است. فرمود: دشمن باشد. فحش ندهید. «إِنِّی أَكْرَهُ لَكُمْ أَنْ تَكُونُوا سَبَّابِین‏» (بحارالانوار/ج32/ص561) من ناراحت هستم كه شما فحش بدهید. فحش برای كسی است كه منطق ندارد. «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» نه حسن، «یَقُولُوا الَّتی‏ هِیَ أَحْسَن‏» (اسراء/53) در حرف‌ها هم بهترین حرف را بزن. آنوقت با هركسی هم یك طور حرف بزن. اگر با پدر و مادرت حرف می‌زنی، «قَوْلاً كَریماً» (اسراء/23) خیلی با كرامت. اگر با فرعون حرف می‌زنی، «قَوْلاً لَیِّنا» (طه/44) اگر در مقام موعظه هستی، «قَوْلاً بَلیغاً» (نساء/63) اگر با توده‌ی مردم حرف می‌زنی، «قَوْلاً مَعْرُوفاً» (نساء/5) «قَوْلاً كَریماً» با پدر و مادر، اینها همه كد دارد. یعنی هرجایی یك آهنگی دارد. شما در راهپیمایی هستی می‌گویی: «اللَّهُ أَكْبَر»! اما سر نماز نمی‌گویی: «اللَّهُ أَكْبَر»! نه سر نماز می‌گویی: «اللَّهُ أَكْبَر»! اگر تعجب كردی می‌گویی: «اللَّهُ أَكْبَر»! «اللَّهُ أَكْبَر»! سر نماز نمی‌گویی: «اللَّهُ أَكْبَر»! (خنده حضار) هرچیزی جای خودش را دارد. «قَوْلاً كَریماً» جا دارد. والدین. «قَوْلاً بَلیغاً» در تبلیغ، «قُولُوا لِلنَّاسِ حُسْنا» با همه. «قَوْلاً لَیِّنا» با مثل فرعون. هرجایی یك طور است.

5- حق گوش در شنیدن سخن حق

حق گوش؛ اگر یك نواری به شما بدهند، حاضر هستی هر صدایی روی آن ضبط كنی؟ نوار در مغز ما است. چرا هر صدایی روی آن ضبط می‌كنیم؟ نمی‌خواهم گوش بدهم. حدیث داریم به حرف هركس گوش بدهی، عبد او هستی. یعنی الآن شما پای تلویزیون كه به حرف من گوش می‌دهید، اگر من حق بگویم، عبد حق هستید. باطل بگویم، شما به حرف باطل گوش بدهید، عبد باطل هستید. «مَنْ أَصْغَى إِلَى نَاطِقٍ فَقَدْ عَبَدَهُ» (كافی/ج6/ص434) اگر كسی به یك ناطق، گوینده گوش بدهد، «فَقَدْ عَبَدَهُ» عبد اوست. «فَقَدْ عَبَدَهُ» داریم كه بوّاب باشید. یعنی دروازه‌بان گوش باشید.

آقا وزارت ارشاد اجازه داده است. این موسیقی كه شما گوش می‌دهی تحریك می‌شوی، وزارت ارشاد كه هیچ، همه‌ی فقها هم بگویند: جایز است برای شما جایز نیست. ملاك خودت هستی. شما اگر ماه را دیدی، فردا عید فطر است. ولو اینكه همه‌ی مراجع بگویند: ماه ثابت نشده است. ماه را كه خودت دیدی، فردا عید فطر است. گاهی آدم به یك كسی نگاه می‌كند خوشش می‌آید. خواهر و برادری هستید. روابط دختر و پسر چطوری است؟ هیچ! حرام است. چون یا از اول حرام است. یا به حرام كشیده می‌شود جز اینكه طرف یوسف باشد. جوان‌ها به من می‌گویند: رابطه‌ی دختر و پسر چطور است؟ می‌گویم: اگر یوسفی طوری نیست. می‌گوید: من یوسف نیستم. می‌گویم: پس احتیاط كن. صرف اینكه خواهر و برادر هستیم كه مشكل حل نمی‌شود. من این را چند بار در تلویزیون گفتم. یا جای دیگر نمی‌دانم. ولی این را چند بار گفتم. شاید هم در حرف‌هایم گفتم. می‌گویند: یك جگر فروش جگر را روی منقل گذاشت و شروع به باد زدن كرد. گربه‌ها دور جگر آمدند. یك مرتبه گفت: بلاله بلال! مثلاً فكر كرد اگر به جگر بگوید: بلال، گربه‌ها می‌روند. می‌گوییم: طلا بر مرد حرام است. می‌گوید: نامزدی است. خوب اگر گفتی: نامزدی است حرام خدا حلال می‌شود؟

به دزد گفتند: چرا هندوانه دزدیدی؟ گفت: آخر هوا گرم است. گفتند: خوب اگر هوا گرم شد، دزدی حلال می‌شود؟ گفت: من برای خنكی‌اش می‌خورم، نه برای دزدی‌اش. برای هرچیزی می‌خوری این نیت بردار نیست.

حق گوش، گوش ما امانت است. حرف بد روی آن ضبط نكنیم. من نمی‌گویم دائماً سخنرانی گوش دهید. حرف‌های حكیمانه، منتها عرض كردم ما عرضه نداشتیم. یكی از ضعف‌هایی كه ما نشان دادیم، البته من این ضعف را به واحد فرهنگی شهرداری گفتم. هم به صدا و سیما گفتم، هم به حوزه گفتم. حالا شما هم اینجا دانشجو هستید، به شما بگویم. یك سایت خنده درست كنید. الآن دنیا یك چیزی دارد، لابد كشورهای خارج رفتید، به نام گوشت حلال! گوشت حلال الآن دیگر در هر كشوری بروید، می‌گویند: گوشت حلال، ذبح اسلامی، چطور گوشت حلال یك فرهنگ شد در همه‌ی كشورها، خوب بیاییم یك خنده‌ی حلال، یعنی ما وقتی می‌خواهیم بخندیم خوب بیایید با هم بخندیم. چرا به هم بخندیم؟ او یزدی می‌شود. او ترك می‌شود. او لر می‌شود. او كاشانی می‌شود. او شیرازی می‌شود. او عرب می‌شود. او عجم می‌شود. چرا به هم بخندیم؟ خوب بیایید با هم بخندیم. یعنی یك خنده‌ی حلال تولید كنیم. شما اینجا سه هزار دانشجو هستید. فارغ‌التحصیل، یكی دو هزار تا هم مشغول. پنج هزار نفر، نفری یك طنز نمی‌توانید تهیه كنید. نفری یك طنز حكیمانه. یعنی دلقك بازی نباشد. ما اگر یك خنده‌ی حلال تولید كنیم... گاهی گوش خسته می‌شود. موعظه می‌خواهد، خنده می‌خواهد، حكمت می‌خواهد.

6- حق چشم و دست در روابط اجتماعی

حق چشم؛ هرچه نگاه حرام است، نگاه نكنیم. چون به ضرر خودت است. چون نگاه می‌كنی دلت می‌خواهد، دستت هم به آن نمی‌رسد. مثل آدمی كه پول ندارد، دكان كبابی هم می‌ایستد و هی بو می‌كشد. بابا تو كه پول نداری برو. این هم پول ندارد و هم دكان كبابی بو می‌كشد. خوب بوی كباب در حلقش می‌رود و دهانش پر از آب می‌شود. هی خودش را تحریك می‌كند و پول هم ندارد. دستت كه به آن نمی‌رسد برای چه نگاهش می‌كنی؟ از همه گذشته، اگر نگاهش نكنی به فكر ازدواج می‌افتی. اما اگر هر جوانی، هر دختر و پسری را دید و خواست هرطوری كام بگیرد و راحت باشد، این دیگر لازم نیست ازدواج كند. خوب اینها هست. یعنی علت اینكه ازدواج عقب می‌افتد، یكی از دلایلش این است. ارضاء كاذب می‌شود، آنوقت دیگر ارضای صادق نمی‌شود.

حق دست؛ حدیث داریم مسلمان كسی است كه مردم از دست و زبانش در امان باشند. «الْمُسْلِمُ مَنْ سَلِم‏» (كافی/ج2/ص233) حق دست، هرچه روا نیست انجام ندهیم.

آقایانی كه دیر پای تلویزیون آمدند در جریان باشند. چون ایامی كه بحث پخش می‌شود مربوط به آقا امام زین‌العابدین است،امام زین‌العابدین هم یك رساله‌ی حقوق دارد. گفتیم یك نگاهی به حقوق بكنیم.

حق شكم؛ حرام خواری نكنید. این لقمه‌ی حرام خیلی اثر دارد. لقمه‌ی حرام اینطور نیست كه هضم شود برود. «كَسْبُ الْحَرَامِ یَبِینُ فِی الذُّرِّیَّةِ» (كافی/ج5/ص124) لقمه‌ی حرام در نسل هم اثر دارد. در قرآن یك آیه داریم می‌گوید: لقمه‌ی حرام پیر درمی‌آورد. آیه‌اش این است: «وَیْلٌ لِلْمُطَفِّفینَ» (مطففین/1) وای به اینهایی كه كم‌فروشی می‌كنند! حرام می‌خورند. پشت سر «مُطَفِّفین» می‌گوید: «إِنَّ كِتابَ الفُجَّار» (مطففین/7)یعنی اگر كم‌فروشی كردی، فاجر می‌شوی. فاجر كه شدی، بعد از «إِنَّ كِتابَ الفُجَّار» می‌گوید: «وَیْلٌ یَوْمَئذٍ لِّلْمُكَذِّبِینَ» (مطففین/10) یعنی اول مطففین، بعد فجار، بعد مكذبین. یعنی گام به گام آدم اول تخم مرغ می‌‌دزدد، بعد مرغ می‌دزدد، بعد گوسفند می‌دزدد، بعد كشتی را در دریا می‌دزدد. گام به گام!

حق عورت؛ خودت را حفظ كنی. خودت را حفظ كنی. من به صدا و سیما گفتم: آقا این وزنه‌بردارهایی كه دویست سیصد كیلو بلند می‌كنند، نمی‌شود شورتشان یك دوسانتی بزرگتر باشد. (خنده حضار) خوب این وزنه‌ی سنگین را بلند می‌كند، شورت خودش را هم بلند كند. به رییس ورزش یك زمانی گفتم، رییس قبلی، گفت: آخر این لباس‌ها استاندارد است. گفتم: یعنی ما از یهودی‌ها، از اسرائیل پست‌تر باشیم. اسرائیل، سازمان ملل هی قطع‌نامه صادر می‌كند. او هم هی گوش نمی‌دهد. آنوقت ما شورتمان باید بین المللی باشد. دختر ما پای تلویزیون است. این لباس در تلویزیون برای دخترهای جوان خوب نیست با این قیافه، یك خرده گشادتر باشد. مگر چقدر وزن دارد؟ خوب تو دویست كیلو بلند می كنی این 5 گرم هم بلند كن. (خنده حضار) ببین ما جگر نداریم. بی‌عرضه هستیم. واقعاً بعضی از مسئولین ما مشكلشان مشكل جگر است. قربان امام بروم.

 یك روز امام قدم می‌زد، هی تند راه می‌رود. خوب هرروز قدم می‌زد. ولی هی لب‌هایش را دندان می‌گرفت. یك طوری راه می‌رفت لبش را می‌جوید. رفتم به آقا گفتم: آقا امروز هیجانی‌تر هستی، لبت را می‌جوی. گفت: می‌خواستم جوان باشم. بروم انگلستان سلمان رشدی را بكشم و برگردم. چرا پیر هستم؟ ببینید جوهر دارد. در پیری هم جوهر دارد. ابراهیم جوهر داشت. فرمود: «وَ تَاللَّهِ لَأَكیدَنَّ أَصْنامَكُم‏» (انبیاء/57)  به خدا قسم بت‌های شما را می‌شكنم. به خدا قسم بت‌های شما را می‌شكنم. «وَ تَاللَّهِ لَأَكیدَنَّ أَصْنامَكُم‏» به خدا قسم بت‌های شما را می‌شكنم. «ضَرْباً بِالْیَمینِ» (صافات/93) یك روز تبر برداشت همه را نابود كرد. جربزه چیز خوبی است.

7- حق نماز بر مؤمنان

حق نماز؛ با آرامش نماز بخوانیم. امام صادق فرمود: بعضی‌ها بد نماز می‌خوانند. نماز غلط می‌خوانید. آخر ببینید اگر نماز را غلط بخوانید معنایش عوض می‌شود. این را اجازه بدهید بگویم. ولو حالا شما همه نمازهایتان درست است. ولی پای تلویزیون ممكن است افرادی باشند، حالا هركس بلد هست كه هست حالا... «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏»

نماز هفده كلمه بیشتر نیست. باقی‌اش یا مستحب است، یا تكراری، هفده تا در چهار زاویه می‌آید. یكی (ح) است. (ح) را باید یك خرده محكم گفت. گاهی زمستان دست آدم یخ می‌كند... ها... ها... ها... «بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحیم‏»، «الْحَمْد» الحم نیست. «كُفُواً أَحَد» نیست. «أَحَد» (با تكیه بر تلفظ درست ح) «أَحَد». «مُحَمَّد». «أَحَد»، «وَحْدَهُ»، «صَالِحین»، (ح) را مثل اینكه می‌خواهد دستش را گرم كند، ها... خلاص! این كاری دارد؟

یكی (صاد) است. (ص) را شبیه سوت، شما اگر بگویی: «اللَّهُمَّ صَلِّ عَلَى مُحَمَّدٍ»، «سل» با سین، یعنی خدایا محمد و آل محمد را بكش. «نَعُوذُ بِاللَّه»! «اللَّهُمَّ صَلِّ» (با بیان حركت) دیدید فرق می‌كند. «اللَّهُمَّ صَلِّ»، «صَمَدْ»، «صَلِّ»، «صِرَاطَ»، «صَالِحِین»، یكی هم (غین) است. (غین) را نازك بگو. ببینید «قالی»، «غالی»، «قا،غا» «قا، غا» قالی یعنی فرش. «غالی» یعنی چاپلوس. «غَیْرِ الْمَغْضُوب‏». یكی هم (عین) است. كه (عین) را هم باید یك خرده غلیظ‌تر گفت. «عالِم» اگر گفتی: «عالِم» یعنی سواد دارد. اگر گفتی: «آلِم» یعنی مرض داری. (خنده حضار) معنا فرق می‌كند. شما دو شاخ تلفن را به برق بزنی، دو شاخه برق را در تلفن بزنی، اصلاً معنایش عوض می‌شود. آمپول را در رگ بزنی، درمان می‌كند. در گوشت بزنی، داغ می‌شود. كلمات را درست بگوییم. كاری ندارد یك آدم تحصیل كرده... حق نماز، درست بخوانیم. با وقار بخوانیم. بهترین لباس، بهترین عطر،...

حق روزه؛ فقط شكمت روزه نباشد. چشم و گوشت هم از چرت و پرت روزه باشد.

حق صدقه؛ بدانی كه صدقه‌ای كه می‌دهی آمده بارت را بگیرد و قیامت تحویلت بدهد. نگاهت به فقیر نگاه به كسی باشد كه كسی آمده بارت را بگیرد، قیامت تحویل تو بدهد.

حق مسئولین؛ سلطان، این است كه اگر گناه می‌كند كمكش نكنید. كسی كه گناه بكند، كسی كه كمكش كند. كسی كه بشنود و راضی باشد هر سه در گناه او شریك هستند. در زیارت امام حسین داریم: «لَعَنَ اللَّهُ مَنْ قَتَلَكَ» بعد می‌گوییم: «وَ شَایَعَتْ وَ بَایَعَتْ» مشایعت، یعنی بدرقه كرد. بیعت كرد. بعد می‌گوییم: «لَعَنَ اللَّهُ مَنْ سَمِعَتْ بِذَلِك» خدا لعنت كند كسی را كه شهادت امام حسین را شنید، راضی شد.

شب نوزدهم حضرت علی شهید می‌شود، ضربت می‌خورد، به ما گفتند: صد بار بگو: «اللَّهُمَّ الْعَنْ قَتَلَةَ أَمِیرِ الْمُؤْمِنِینَ» (فقیه/ج2/ص589)«قَتَلَةَ» جمع است. باید بگوییم: «اللهم العن قاتل علی» ابن ملجم یكی بود. «قاتل»، می‌گوید: نه بگو: «قَتَلَةَ». می‌گوییم: آخر «قَتَلَةَ» چرا؟ یكی بوده است. می‌گوید: یكی بود، یك عده هم راضی بودند. پس به همه لعنت كن. شتر صالح را یكی كشت. ولی قرآن می‌گوید: «فَعَقَرُوا النَّاقَة» (اعراف/77) یكی كشت، یك عده‌ای هم راضی بودند. پس بگو: «عَقَرُوا»... حق سلطان؛ اگر خلافی دارد به او كمك نكنیم.

8- حق معلم بر دانش‌آموزان و دانشجویان

حق معلم؛ او را بزرگ بداریم. منزلتش را محترم بداریم. صدایمان را بلند نكنیم. از او بدگویی نكنیم. از او دفاع كنیم. عیبش را بپوشانیم. نكویی‌هایش را مطرح كنیم. با دشمنش ننشینیم. معلم خیلی حق دارد. من یك چیزی می‌پرسم شما دیگر جواب ندهید، چون می‌ترسم آبروریزی شود. راهنمایی‌ها ادبشان به معلم بیشتر است... جواب ندهید... فقط خودتان بدانید... خودتان و خدا... دبستانی‌ها ادبشان نسبت به معلم چقدر است. راهنمایی‌ها ادبشان نمره‌اش چند است؟ دبیرستانی‌ها چند است؟ دانشجوها به استاد دانشگاه چند است؟ یعنی آیا هرچه باسوادتر می‌شوند، ادبشان نسبت به معلم بیشتر می‌شود یا كمتر؟ به نظر شما چه؟ اگر بیشتر می‌شود این علم مفید است. اگر هرچه باسوادتر می‌شود، بی‌ادب‌تر، پرخاش‌تر می‌شود، این پیداست علم مفید نیست. چون امیرالمؤمنین فرمود: «ثمرة العلم العبادة [العبودیة]» (غررالحكم/حكمت798) فایده‌ی علم مفید این است كه آدم هرچه باسوادتر می‌شود، یعنی سال ششمی‌ها باید بیش از سال پنجمی‌ها سلام كنند. سال پنجمی‌ها بیش از چهارمی‌ها، چهارمی‌ها بیش از سومی‌ها و همینطور.... امام سجاد می‌گوید: خدایا هرچه در جامعه عزیزتر هستم، تواضع من بیشتر شود.

حق زن؛ حق زن چیست؟ آمد خانه‌ی امام صادق دید رنگ امام صادق پریده است. گفت: آقا رنگ شما پریده است. گفت: ناراحت هستم. من مكرر به خانم خود گفتم: پشت بام نروید. خانم من بچه را بغل كرد، داشت از پله‌های نردبام بالا می‌رفت. تا من امام صادق وارد شدم، زن من چون چند بار گفته بودم، پشت بام نرو، چون زن من گوش به حرف نداده بود، ترسید بچه از دستش افتاد، بچه هم مرد. بعد جالب این است امام فرمود: من از مرگ بچه‌ام ناراحت نیستم. از این ناراحتم كه چرا زنم را ترساندم.

ما گاهی وقت‌ها فكر می‌كنیم اگر زنمان را بترسانیم، مرد هستیم. خوب نخیر گرگ هستی! مگر آدم از هرچه ترسید ارزش دارد؟ اسرائیل بهترین اسلحه را دارد. منفورترین آدم‌ها هم هستند. گرگ تیزترین دندان را دارد، منفورترین حیوانات است. اینطور نیست كه آدم مرد آن است كه فلان باشد.

حق مادر كه دیگر خیلی زیاد است. خیلی خیلی زیاد است. تو را حمل كرده است. یكبار در فرودگاه بودم. این جمله نیم دقیقه است. خیلی قشنگ است. یك كسی آمد گفت: آقا من یك پدر و مادر دارم، حق به گردن من ندارد. به آنها هم احسان كنم؟ «وَ بِالْوالِدَیْنِ إِحْسانا» گفتم: مگر می‌شود؟ آخر پدر و مادر حق ندارد؟ گفت: بله، گفتم: چطور بگو ببینم. گفت: من در شكم مادرم بودم، پدر و مادرم با هم دعوایشان شد. اینها از هم جدا شدند. مادرم كه مرا زایید به جایی داد و رفت. شوهر كرد. پدرم هم مادرم را طلاق داد، رفت یك زن دیگر گرفت. مادرم نه مرا شیر داده است. نه چیزی به من یاد داده است. نه لباس‌هایم را شسته است. هیچ حقی بر گردن من ندارد. قرآن چه می‌گوید؟ گفتم: سراغ قرآن برویم. قرآن می‌گوید: درست است تو را شیر نداده است، ولی «حَمَلَتْهُ أُمُّهُ وَهْناً عَلى‏ وَهْن‏» (لقمان/14) شما به یكی از دوستانت بگویی: این ساك را بگیر، آن طرف خیابان به من بده، ممكن است نگیرد. نه ماه این بچه را سر دل كشید. و از شیره‌ی بدنش به شما داد. حق مادر، حق اولاد، حق قلم، حق كلاس، حق مسجد...


خدایا، به ما توفیق بده اسلام را درست بشناسیم، درست عمل كنیم. مزه‌ی اسلام را به ما بچشان و توفیق بده مزه‌ی دین را به نسل نو بچشانیم. از كسانی كه به گردن ما زیاد حق دارند، انبیاء، اولیاء، اهل بیت سوختند تا به ما فرهنگ بدهند كه بگویند: زیر سم اسب برو، اما زیر بار زور نرو. «هیهات من الذلة» شهدا خیلی حق بر گردن ما دارند. تكه تكه شدند، كشور را، به دشمن ندادند. خدایا ما را نسبت به زحمات، خدمات، خونهای آنها خائن قرار نده. خادم قرار بده.



نوع مطلب : رساله ی حقوق امام سجاد (ع)، درس هایی از قرآن، 
برچسب ها : رساله ی حقوق امام سجاد (ع)، درس هایی از قرآن، حقوق اعضای بدن، حق شاگرد بر معلم،
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه