تبلیغات
حق من - فلسفه حقوق
 
حق من
بیاموزیم حقوق دیگران را رعایت کنـــــیم
شنبه 26 مرداد 1392
رعایت حقوق دیگران

خـداونـد متعال ، خود (حق ) است و آفرینش را نیز بر اساس (حق ) استوار كرده ، دینش نیز دین حقّ است و پیامبرش را هم به حق فرستاده است .172
بـر ایـن اسـاس ، انـسان در یك نظام كاملاً به حق آفریده شده و داد و ستدهاى فكرى وعملى او و ارتـبـاطـش بـا خـدا، خـود و سـایـر پـدیـده هـا بـایـسـتـى بـر مـحـور حـقّ قـرار گـیـرد، بـه باطل نگراید، یاوه نگوید، بیهوده كارى نكند و از محور حق منحرف نگردد چرا كه آن سوى حق ، جز گمراهى ، حیرانى ، از دست دادن سرمایه زندگى و نگون بختى نخواهد بود؛
(...فَماذا بَعْدَ الْحَقِ اِلاّ الضَّلالُ...)173
و بعد از حقیقت جز گمراهى چیست ؟

انواع حقوق
مؤ من ، تنها در برابر خدا مسؤ ول است و همه كارهایش با عقربه اخلاص به سوى خدا جهتگیرى مى شود و بس و هرگز نباید كمترین كارى را براى غیر خدا انجام دهد. و در مرحله اجراى فرمان خدا و مرز بندى قانون وجدا سازى راه از بیراهه و پرهیز از ظلم و بیهوده كارى ، رعایت حقوقى كـه خـدا و خـرد تـعـیـیـن مى كنند الزامى است . این حقوق به سه دسته : حق اللّه ، حقّ النفس و حق النـاس تـقـسـیـم مـى شوند و با توجه به اینكه عنوان درس به قسم سوم اشاره دارد، بحث را پیرامون (حق الناس ) پى مى گیریم :

اهمیّت اداى حقوق
هـیـچ خـردمندى در لزوم رعایت حقوق دیگران ، تردید نمى كند و بى شك ، پرداخت حقوق مردم در همه زمینه ها و به شكل عام و فراگیر، از اصول شریعت اسلامى است و در سخنان رهبران اسلام با تعابیر نغز و بلندى مورد تاءكید قرار گرفته است ، از آن جمله :
1ـ ركـن دین است : پرداخت حقوق مردم ، با تدیّن ، رابطه اى مستقیم دارد، مؤ من ، حتماً باید حقوق مردم را مراعات كند، در غیر این صورت یا ایمانش دروغین است و یا در حدّ پایینى قرار دارد؛ امام صادق (ع ) در این باره مى فرماید:
(اَلُْمـحـَمَّدِیَّةُ السَّمـْحـَةُ اِقامُ الصَّلاةِ وَ اِیتاءُ الزَّكاةِ وَ صِیامُ شَهْرِ رَمَضانَ وَ حَجُّ الْبَیْتِ وَ الطّاعَةُ لِلاِْمامِ وَ اَداءُ حُقُوقِ الْمُؤْمِنِ...)174
دیـن مـحـمـّدىِ آسـان ، عـبارت است از: بر پا داشتن نماز، دادن زكات ، روزه ماه رمضان ، حجّ خانه خدا، اطاعت از امام و اداى حقوق مؤ من .
2ـ فراتر از حقّ اللّه است : عظمت و اهمیت مراعات حقوق مردم ، از مرز حق اللّه نیز فراتر رفته و در سخن امیرمؤ منان صلوات اللّه علیه ، مقدّم بر آن شمرده شده است :
(جـَعـَلَ اللّهُ سـُبـْحانَهُ حُقُوقَ عِبادِهِ مُقَدَّمَةً لِحُقُوقِهِ؛ فَمَنْ قامَ بِحُقُوقِ عِبادِاللّهِ كانَ ذلِكَ مُؤَدِّیاً اِلَى الْقِیامِ بِحُقُوقِ اللّهِ)175
خداوند سبحان ، حقوق بندگانش را مقدمه حقوق خویش ، قرارداده است ؛ هر كس به [رعایت ] حقوق بندگان خدا قیام كند، چنین كارى به رعایت حقوق الهى منجر مى گردد.
3ـ برترین عبادت است : پیشواى ششم مى فرماید:
(ما عُبِدَ اللّهُ بِشَى ءٍ اَفْضَلَ مِنْ اَداءِ حَقِّ الْمُؤْمِنِ)176
خداوند، با چیزى برتر از اداى حق مؤ من ، پرستش نشده است .


بقیه  در ادامه مطلب



4ـ فـلسـفـه حـكـومت اسلامى است : امام على (ع ) پیرامون پذیرش رهبرى و ولایت امّت اسلامى مى فرماید:
(اَللّهـُمَّ اِنَّكَ تـَعـْلَمُ اَنـّى لَمْ اَرِدِ الاِْثرَةَ وَ لا عُلَوَّ الْمُلْكِ وَ الرِّیاسَةِ وَ اِنَّما اَرَدْتُ الْقِیامَ بِحُدُودِكَ وَالاَْداءَ لِشَرْعِكَ وَ وَضْعَ الاُْمُورِ فى مَواضِعِها وَ تَوْفیرَ الْحُقُوقِ عَلى اَهْلِها...)177
خـداونـدا تـو مـى دانـى كـه من ، آهنگ امارت و قرار گرفتن بر مسند پادشاهى و ریاست را ندارم بـلكـه آرمانم : اقدام به [اجراى ] حدود تو، اجراى [قوانین ] دین تو، سامان دادن كارها در جاهاى خویش و پرداخت حقوق به حقدار آن است .
5ـ ثمره اخلاص و توحید است : همان حضرت مى فرماید:
(اِنَّ اللّهَ... شَدَّ بِالاِْخْلاصِ وَ التَّوْحیدِ حُقُوقَ الْمُسْلِمینَ)178
خداوند به سبب اخلاص و توحید، حقوق مسلمانان را محكم كرده است .
6ـ یـكـى از درجـات تـوبـه است : امیرمؤ منان صلوات اللّه علیه براى توبه واقعى شش درجه ترسیم مى كند كه دو درجه آن پرداخت حقوق مردم و حقوق خداست .179
7ـ سـبـب عـلوّ درجـه در بـهـشت است : مؤ من هر چه حقوق مردم را بهتر ادا كند از رفعت مقام و درجات بالاتر در بهشت برخوردار خواهد شد. رسول اكرم (ص ) مى فرماید:
(... فـَاَیُّهـُمْ كـانَ اَشَدَّ لِلشّیعَةِ حُبّاً وَ لِحُقُوقِ اِخْوانِهِمُ الْمُؤْمِنینَ اَشَدَّ قَضاءً كانَتْ دَرَجاتُهُ فِى الْجِنانِ اَعْلى ...)180
هـر یـك از مـؤ مـنـان ، كـه بـیـشتر به شیعه عشق بورزد و حقوق برادران مؤ منش را بهتر ادا كند، درجاتش در بهشت ، بالاتر خواهد بود.



كاربرد عملى رعایت حقوق

كـم تـر روزى بـر انـسـان مـى گـذرد كه در آن با حقوق دیگران ، سروكار نداشته باشد. این دیـگـران ، ممكن است همسر، والدین و فرزندان ، خویشان و همسایگان ، یا همكیشان و همنوعان و یا امام ، رهبر، معلّم و... باشند كه هر گروه به نوعى در تكوین شخصیت انسان ، تعذیه ، تربیت ، تـعـالى روح ، رفـع مـشـكـلات ، سـلامـت و حـفاظت ، رهیافت به زندگى سالم و سعادت او نقش حیاتى داشته و دارند و هر یك ، از این رهگذر، ذى حق بر انسان مى شوند و استحقاق آنان ، او را موظّف مى كند كه زحمات آنان را قدر بداند و در حد توان خویش ، آن را جبران نماید.
از سوى دیگر، عقل و قانون خدا حكم مى كند كه انسان ، حرمت و حدود تمام كسانى را كه با آنان سـر و كـار دارد، مـراعـات كند و هرگز به حریم دیگران تجاوز ننماید، این دستور مهم اسلامى حتى در مسائل به ظاهر ساده اى چون رعایت نوبت دیگران در صف اتوبوس ، نماز جماعت ، هنگام رانـنـدگى ، حفظ حریم خانه و مزرعه و مانند آن ، كاربرد دارد تا چه رسد به حقوق بیشمارى كـه در مـورد جـان ، مـال و نـامـوس مـردم ، اشـغـال پـسـت هـاى حـسـاس اجـتـمـاعـى ، هـزیـنـه بـیـت المال ، موضعگیرى هاى سیاسى و غیره پدید مى آید و حدّ و مرز هر یك در جاى خویش معین گشته و لازم الاجراست .

چگونگى اداى حقوق
بـدیـهـى اسـت كـه احـقاق حق دیگران به موارد خاص یا افراد به خصوصى منحصر نمى شود، بلكه به طور عام و فراگیر، هر ذى حقّى را شامل مى گردد؛ خُرد باشد یا كلان ، غریبه باشد یـا آشـنـا، مـسـلمـان بـاشـد یا نامسلمان ، زن باشد یا مرد... حتى در فرهنگ اسلام ، حیوانات نیز حـقـوقـى دارنـد كه رعایت آن بر مسلمانان ، لازم است .181 واضح است كه هر گروهى ، به تناسب ارتباطى كه با انسان دارد، از حقوق شایسته خویش برخوردار مى شود كه ممكن است بـا حـقوق گروه دیگر تفاوت داشته باشد. فرزند و والدین ، هر یك حقوقى بر گردن انسان دارند كه برخى مشترك و برخى كاملاً متفاوت از یكدیگر است ، همچنین مؤ منان ، حقوقى بر عهده یـكـدیـگـر دارند كه بیگانگان از دین ، از آن محرومند؛ رهبر، حقوقى بر عهده ملّت دارد كه دیگر مـسـؤ ولان از چنان حقوقى بهره مند نیستند و... . نتیجه این كه تنوع و گوناگونى حقوق ، سبب تـعـدّد راه هاى احقاق و اداى آن مى شود. به طور مثال ) حق خدا آن است كه فرمانش را اطاعت كند و از نافرمانى او (گناه ) بپرهیزد.
رهنمودهاى امام سجّاد(ع )
یـكـى از ارزشـمـنـدترین گنجینه هایى كه پنجاه حق لازم و ضرورى را با نظمى دقیق و بیانى شیوا در خویش جمع كرده ، سخنان گهربار امام گرانقدر، حضرت زین العابدین (ع ) است . كه بـه (رسـالة الحـقـوق ) مـعـروف شـده و تـشـنـگـان حـقـیـقـت را از سـرچـشـمـه زلال عـصـمـت ، سـیـراب مـى كـنـد؛ و پـیـروان مـكـتـب وحـى آن را بـا جـان و دل پذیرا مى شوند و در عمل به كار مى بندند.182

نكوهش پایمال كردن حقوق
بـه هـمـان نـسـبـت كـه در اسـلام بر رعایت حقوق ، پافشارى شده ، نادیده انگاشتن حق مردم ، با عناوین تكان دهنده اى ، سخت ، مورد نكوهش قرار گرفته است ، از جمله :
1ـ گناه كبیره است ؛ امام باقر(ع ) ضمن شماره كردن گناهان كبیره مى فرماید:
(وَ حَبْسُ الْحُقُوقِ مِنْ غَیْرِ عُسْرٍ)183
نپرداختن حقوق مردم با وجود توانایى (گناه كبیره است ).
2ـ سـبـك شـمـردن دیـن است ؛ رعایت حقوق مردم ، با بسیارى از احكام دینى رابطه مستقیم دارد كه اگـر كـسـى آنـهـا را مـراعـات نـكـنـد در واقـع ، مـسـائل دیـنـى را نـادیده انگاشته است . به همین دلیل ، حضرت صادق (ع ) مى فرماید:
(مَنْ عَظَّمَ دینَ اللّهَ عَظَّمَ حَقَّ اِخْوانِهِ وَ مَنِ اسْتَخَفَّ بِدینِهِ اسْتَخَفَّ بِاِخْوانِهِ)184
هـر كـس دیـن خـدا را بـزرگ شمارد، حقوق برادرانش را نیز، بزرگ دارد و هر كس دین او را سبك شمارد، [حقوق ] برادرانش را نیز سبك مى شمارد.
3ـ سبب خوارى است ؛ امام صادق (ع ) فرمود:
(تَرْكُ الْحُقُوقِ مَذَلَّةٌ)185
پایمال كردن حقوق ، سبب خوارى است .
4ـ بركت روزى را مى برد؛ رسول گرامى اسلام (ص ) فرمود:
(... مـَنْ حـَبـَسَ عـَنْ اَخـیـهِ الْمـُسـْلِمِ شـَیـْئاً مـِنْ حـَقِّهِ حـَرَّمَ اللّهُ عـَلَیـْهِ بـَرَكـَةَ الرِّزْقِ اِلاّاَنـْ یَتُوبَ)186
هـر كـس چـیـزى از حـقوق برادر مسلمانش را از او باز دارد، خداوند بركت روزى را بر او حرام مى كند. مگر اینكه توبه كند.
5ـ در روز قیامت از آن بازخواست مى شود؛ رسول اكرم (ص ) فرمود:

(اِنَّ اَحـَدَكـُمْ لَیـَدَعُ مـِنْ حـُقـُوقِ اَخـیـهِ شـَیـْئاً فـَیـُطـالِبـُهُ بـِهِ یـَوْمَ الْقـِیـامـَةِ فـَیـُقـْضـى لَهُوَ عَلَیْهِ)187
هـمانا یكى از شما اداىِ بخشى از حقوق برادرش را ترك مى كند و او حقش را در روز قیامت از وى طلب مى كند و در آنجا به نفع طلبكار و زیان بدهكار، حكم خواهد شد.
6ـ سـبـب ورود بـه دوزخ است ؛ ضایع كننده حقوق مردم ، در صورتى كه توبه نكند و بر كار زشـت خـویـش اصـرار ورزد، بـه دست خود سرنوشتش را تباه ساخته و فرجام خویش را در دوزخ قرار داده است ؛ پیشواى ششم در این باره مى فرماید:
هـر كـس ، مـؤ مـنـى را از حـقـش بـاز دارد، خـداونـد او را در روز قـیـامـت ، پـانـصـد سـال سـر پـا نگه مى دارد و در این مدت ، عرق [از بدن ] او جریان دارد، سپس ‍ جارچى از سوى خـداى بـزرگ اعـلام مـى كـنـد (ایـن سـتـمـگـرى اسـت كـه حـق خـدا را ادا نكرده است ) آن گاه مدت چهل سال دیگر توبیخ مى شود و در نهایت به دوزخ مى رود!




نوع مطلب : حقوق خانواده، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.





آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
امکانات جانبی
 
 
بالای صفحه